سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
ساکت می گردد تا سلامت بماند و می پرسد تا بفهمد . [امام علی علیه السلام ـ در توصیف مؤمن ـ]
موج
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» تحول خواهی، باید ها و نبایدها

مدتی است جناب حجت الاسلام اکبر نژاد و دوستانشان، با نوشتن یادداشت هایی در فضای مجازی

و برگزاری همایش ها و جلسات نظریه پردازی، به امر خطیرِ تحوّل در حوزه های علمیه پرداخته اند،

و از لزوم تغییر کتب درسی و زائد بودن دو سوم علم اصول سخن گفته اند، این امور سبب شده در

بدنه طلاب، موجی علیه مسئولین حوزه های علمیه و علمایی که با نظریات ایشان مخالفند به راه

بیفتد، در این رابطه عرائضی به ذهن بنده رسید که مناسب دیدم با شما در میان گذاشته و از نظرات

شما بهره مند شوم.

شکی نیست که تحول در شئون مختلف حوزه های علمیه امری است ضروری و لازم، و تغییر متون

درسی از این قاعده مستثنا نیست، اما یک تحول خواه باید توجه داشته باشد که بیان انتقادات صریح

و تند نسبت به متون درسی موجود آن هم در برابر طلاب جوان و در یک فضای عمومی، چه تبعات و

لوازمی خواهد داشت، آیا صحیح است با مطرح کردن این گونه امور و تخریب چهره کتاب های درسی

در نظر طلاب جوان، اندک انگیزه ای را که در میان بعضی طلاب به چشم می خورد ضعیف کنیم و آنها

را از مطالعه و تفکر در مطالب آن متون دل سرد کنیم.

این که این متون درسی باید تغییر کند حرف حقی است و این که مسئولین تا به حال در تحقق این

امر کوتاهی کرده اند مورد قبول است، اما تا وقتی که این مهم رخ نداده، باید طلاب را بر تعلّم و مطالعه

متون موجود تشویق کرد، ممکن است شما بگویید ما راهی غیر از انتقاد علنی و ایجاد موج در بدنه

حوزه، برای پیش برد مقاصد حقّ خود نیافتیم، اما سوال من این است آیا نمی شود در انتهای هر

یادداشت و سخنرانی انتقادی به طلاب گوش زد کنید که تا مادامی که متون درسی تغییر نکرده بر

ما وظیفه است که متون موجود را به شکل عالی بخوانیم؟

اگرچه راهی که علمای گذشته در راستای آموزش طی کرده اند حشو و زوائد و همچنین نواقصی دارد،

اما باید توجه داشته باشیم که مسیر آن ها بی راهه نبوده و در وضعیت فعلی طلبه جوان وظیفه دارد

متون درسی موجود را خوب مطالعه کند و به مطالبات خود از مسئولین در راستای تغییر و تحول ادامه دهد.

غالبا وقتی موجی در بدنه یک مجموعه ی جوان ایجاد می شود، حرف های افراد مخالف شنیده

نمی شود و با پیش داوری، از قبل باطل تلقّی می شود، خوف من این است که مبادا این موجی که

در میان طلاب جوان ایجاد شده باعث شود حرف های دلسوزان حوزه و بزرگان حوزه مطلقا باطل

انگاشته شود و دست حوزه از تجربیات آن ها خالی بماند.

مطلب دیگر این است که وقتی جناب آقای اکبرنژاد و دوستانشان با پرچم پی گیری مطالبات مقام

معظم رهبری در حوزه، وارد میدان می شوند باید بسیار مراقب سخنان و رفتار خود باشند، چرا که

کوچک ترین اشتباه ایشان به پای رهبری نوشته می شود و بهانه ای می دهد به دست بعضی

برای حمله به مقام معظم رهبری(حفظه الله)، و ممکن است عدم دقت در این امر، تحقّق تحوّل

در حوزه را برای سال ها به عقب بیاندازد.

جناب حجت الاسلام اکبرنژاد در همایش ها و جلسات مختلف وهمچنین صحبت های خود در مستند

"أغلال" به بیان زوائد علم اصول و مباحث بی فائده علم اصول (که به نظر ایشان دو سوم اصول را در بر

می گیرد) پرداخته اند، با توجه به این که ایشان سال هاست این مطالب را بیان می کنند، و با توجه به

این که انسان معصوم نمی باشد و دچار اشتباهات بسیاری می شود، از جناب حجت الاسلام اکبرنژاد

تقاضا دارم که برنامه ای را هم ترتیب دهند و تعدادی از اشتباهات خود را بیان کنند، یعنی بیان کنند

من در سال های گذشته به نظرم می رسید فلان بحث اصولی زائد است اما بعد از گذشت چند سال

و مطالعات بیش تر و گفتگو با علما، نظرم عوض شده و به نظرم می رسد اگرچه اصلِ حذف تعدادی از

مسائل علم اصول مسلّم است اما این بحث فائده دارد و طرح آن در دروس حوزه های علمیه اشکال ندارد.

با توجه صداقت و اخلاصی که از جناب آقای اکبرنژاد سراغ دارم گمان نمی کنم این تقاضا، تقاضای گزافی

باشد، طرح این گونه مسائل باعث می شود طلاب عزیز هوشمندانه تر و عاقلانه تر تصمیم بگیرند و در

مطالبات خود دقت بیش تری داشته باشند.

در پایان لازم است این نکته را عرض کنم که طلاب جوان باید بدانند که تحول خواهی در حوزه های علمیه

و تغییر متون درسی امری جدید و نو ظهور نیست، علمای بزرگ و شخصیت های ماندگار حوزه های

علمیه سال ها قبل از تولدِ ما به فکر تحول و تغییر متون درسی بوده اند، بنده در متنی با عنوان

"منادی تحول در حوزه" عبارات حضرت آیت الله بهجت ره را در مورد تغییر کتب حوزه و این که قراد دادن

کتاب مکاسب و کفایه به عنوان کتاب درسی در سطح، کاری اشتباه است، بیان کرده ام. این مطلب را

به این خاطر عرض کردم که مبادا انتقادات تندی که امروزه در جوامع حوزوی مرسوم شده، باعث شود

به بزرگان خود پشت کرده و أرزش سخنان ایشان در نظر ما، تنزّل کند. 

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » مهدی ( یکشنبه 95/7/4 :: ساعت 7:52 عصر )
»» منادی تحول در حوزه

در چند سال أخیر در مجامع حوزوی بسیار سخن از "تحوّل و تغییر" مطرح شده و پیشنهادات

بسیاری ارائه شده است، پیشنهاداتی که بخش عمده ای از آنها مربوط به اصلاح و تحول در

متون درسی حوزه های علمیه می باشد. اگر اصلاح و تغییر کتب درسی از مصادیق تحوّل

باشد -که به نظر می رسد همین طور باشد- باید گوینده جملات زیر، به عنوان یکی از

مُنادیان تحوّل در حوزه های علمیه شناخته شود:

سابقاً در حوزه های علمیه نهایه ی شیخ طوسی ره تدریس می شد، که به خلاف شرایع

طول و تفصیل ندارد و أولی به تدریس بود، اگر در نهایه خلاف مشهور وجود دارد، شرایع هم

دارد. بعد رسم بود که ایرانی ها برای دوره فقه در سطح، شرح لمعه و طلاب عرب شرایع را

می خواندند. ابن ادریس در موارد مخالفت با نهایه می گوید:  إنه کتابُ روایة لا کتابُ درایةٍ .

خوب است کتاب معالم الاصول برای شروع در اصول و شرح لمعه در فقه کتاب درسی حوزه

باشد، زیرا شرح لمعه نه فتوای تنهاست و نه استدلال تام. لذا موجب مزید استبصار می شود

و برکات دارد، ولی رسایل و کفایه باید مختصر شوند هرچند کفایه مباحث را مختصر کرده، اما

واضح و آشکار نیست تا بعد  از معالم خوانده شود. این که در کفایه اقوال استصحاب رسائل و

تعارض احوال حذف شده خوب است، هم چنین مبحث انسداد نباید ذکر شود. با این تحصیلات

کی طلبه مجتهد می شود ؟!

نقل می کنند : خود صاحب کفایه بر بالای منبر گفت= من راه سی ساله را برای شما به شش

ماهه تبدیل نموده ام، یکی از شاگردان پای منبر عرض کرده بود: آقا، فهمیدن این شش ماه هم

همان سی سال را لازم دارد!

خلاصه این که : رسایل و مکاسب کتاب درسی سطح حوزه نیست، خارج شیخ است و برای

سطح باید تهذیب شود. باید هیأتی تشکیل گردد تا کتاب های درسی حوزه مخصوصا سطوح

بالا را تهذیب کنند، شیخ آخرین قوه ی علمی خود را در رسایل و مکاسب إعمال کرده است

و آن دو را سر درس می آورده و از روی آن ها می خوانده است، و ما آن ها را سطح قرار داده ایم!

لذا به حسب ظاهر خیلی محتاج به تهذیب هستند و رسایل و مکاسب و کفایه هیچ کدام برای

سطح مناسب نیستند این ها سابقا در حوزه های علمیه معمول نبوده است.( کتاب در محضر

آیت الله بهجت ج1 ص 167 و 168)

همان طور که ملاحظه فرمودید این عبارات از حضرت آیت الله بهجت ره نقل شده، کسی که در

زُمره علمای سَلَف شمرده شده و حضور در کُرسی های تدریس اصولیین طراز اول را تجربه کرده

است، شاید با توجه به فضای ذهنی حاکم در میان طلاب جوان، کم تر کسی باور می کرد

کسانی از میان علمای سلف مخالف شیوه درسی رائج در حوزه های علمیه باشند، اما حقیقت

این است که این شیوه درسی موجود در حوزه های علمیه آن قدر نادرست و غیر اصولی می باشد

که هیچ کسی نمی تواند از آن دفاع کند و اشکالات آن را نادیده بگیرد. 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » مهدی ( سه شنبه 95/6/9 :: ساعت 11:33 عصر )
»» ایستاده در غبار، نقطه شروعی موفق!

مدت زیادی از اتمام اکران ایستاده در غبار نمی گذرد، فیلمی که در جشنواره فجر،

سیمرغ های فراوانی را از آن خود کرد، و توانست نظر مثبت منتقدان و صاحب نظران

را به خود جلب کند.

 

موضوع بِکر و شخصیت کاریزمای حاج احمد، و توجه ویژه نیروهای انقلابی به سرنوشت او،

از مواردی است که در قضاوت در مورد این فیلم و در بازتاب مثبت آن در میان مردم بسیار

موثّر بوده است، اما این موارد دلیل نمی شود که هنرمندی و تلاش ستودنی کارگردان و

عوامل فیلم نادیده گرفته شود، موسیقی فوق العاده و هماهنگی صدا و تصویر در این فیلم،

ایستاده در غبار را جزء کم نظیر ترین کارها در حوزه فیلم های سینماییِ مستند گونه، قرار داده است.

صحنه سازی بسیار جالب و طبیعی، از کوچه و بازار قبل از انقلاب و صحنه های بسیار

طبیعی از نبردهای کردستان و آزاد سازی خرمشهر، از جمله نقاط قوت این اثر می باشد.

نمی توان منکر شد که این اثر، خصوصا 20 دقیقه اول آن برای آن دسته از مردم که با موضوع

این فیلم و شخصیت حاج احمد متوسلیان آشنا نیستند خسته کننده و ملال آور است،

اما اگر مخاطبِ نا آشنا، اندکی صبر پیشه کند و دل به این اثر بسپارد در نهایت از دیدن این اثر

پشیمان نخواهد شد و خاطره خوشی از این فیلم در ذهن او خواهد ماند.

این مطالب و نکاتی که ذکر شد، مواردی است که اساتید این فنّ و منتقدین عرصه سینما،

بهتر از این ها به آن پرداخته و ارزیابی کرده اند و اصلا ملاک در اهداء سیمرغ های مختلف،

این گونه نکات فنی و هنری است.

اما به نظر بنده هنر "ایستاده در غبار" و آن چه این اثر را از آثار هنری دیگر متمایز می کند

این است که این فیلم توانسته تکانی دهد به صفحه خاطرات فرزندان خمینی ره و اندکی

غبارها و خاک هایی را که در این سه دهه بر روی آن نشسته است، بزداید.

حاج احمد متوسلیان اگر چه از بعضی جهات بی نظیر است اما امثال حاج احمد شخصیت های

بسیاری داریم که در افکار و اذهان جوانان ما جایی ندارند، شهید بزرگوار محسن وزوایی که یکی

از نیروهای حاج احمد است خود می تواند سوژه فیلمی مستقل باشد؛ حتی خود "ایستاده در غبار"

نتوانسته شخصیت حاج احمد متوسلیان را به طور کامل به نمایش بگذارد و به اعتراف خودِ کارگردان

در یک برنامه تلوزیونی بعد از آن که یکی از همرزمان حاج احمد خاطره ای از او نقل کرد و به بیان

گوشه ای از فضائل او پرداخت، آقای مهدویان گفت : "ما این خاطرات را در فیلم نیاوردیم چون

می ترسیدیم مردم باور نکنند!"

این جمله آقای مهدویان  خیلی معنی دارد، باید نشست و فکر کرد چرا بعد از گذشت سه دهه از انقلاب،

ما هنوز در پذیرش و باورِ عظمتِ سربازان حضرت روح الله لنگ می زنیم، و یک کارگردان نمی تواند

همه آن چه از متوسلیان می داند در قاب تصویر به نمایش بگذارد.

از شخصیت ها و قهرمان که بگذریم، تاریخ انقلاب حوادث مهم و اتفاقات عظیم و به یادماندنی کم ندارد،

اما نمی دانم چرا این نوع سوژه ها در قاب سینمای ما جایی ندارند. در سال های اخیر آثار هنری انقلابی

کم ساخته نشده است اما هرکسی می داند کار یک گروه فیلم سازی با تجربه، با فیلم هایی که جوانان

تازه کار و دغدغه مند تولید می کنند چه قدر تفاوت دارد، و این جا این سوال مطرح می شود که چرا بدنه

هنرمندان کاربلد و با تجربه "سینمای ایران" با "افتخارات ایران" بیگانه اند ؟! البته در این گیر و دار باید ظهور

آثاری چون ایستاده در غبار را مبارک وغنیمت شمرد،

لکن باید توجه داشت که "ایستاده درغبار" نقطه ایده آل یک اثر هنری انقلابی نیست،

اما نقطه شروعِ بی نظیری می تواند باشد. 

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » مهدی ( پنج شنبه 95/5/21 :: ساعت 8:3 عصر )
»» نسخه ای مجرّب، برای حلّ گرفتاری های طلاب

پرده اول : (نسخه ای مجرّب، برای حلّ گرفتاری های طُلاّب)

یکی از اساتید همیشه برای گرفتاری ها و مشکلات طلاب، یک نسخه واحد می پیچید،

هنگامی که طلاب برای پیدا کردن راه حلی برای حل مشکلات و گرفتاری های شان به او

مراجعه می کردند، همیشه درجواب می گفت: یک درس اصول و یک درس فقه معیّن کن

و منظّم شرکت کن، حتی اگر آن طلبه به افسردگی یا مشکلات مالی هم دچار شده بود،

نسخه استاد همین بود!

پرده دوم : (بهترین ختم برای گرفتاری ها)

روزی حضرت آیت الله بهجت رحمة الله علیه در درس یا قبل از آن فرمودند:

شخصی به دیگری گفت : برای گرفتاری ها ختمی به ما یاد بدهید. او در جواب فرمود :

ختمی مجرّب در نظر دارم، و آن فقه آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین است. به تعلیم و تعلّم،

مباحثه و مذاکره  فقه مشغول و ملتزم باشید، خدا می داند چه اثراتی دارد! علم فقه اثر دارد،

ولی نه برای این که مقصود کسی که بدان اشتغال دارد این باشد که از اعوان ظَلَمه گردد،

این فرق می کند با انسانی که فقه بخواند برای این که تمام کمالات بالقوه ی این علم،

در او بالفعل گردد.

ما می دانیم که مقامات بسیاری از علما از همین تعلیم و تعلّم و نوشتن ها و اشتغال به تحصیل

در حوزه های علمیه به دروس معمول در حوزه ها و نیز عمل به مستحبات معمولٌ به حاصل شده

است، و کار دیگری نداشته اند. به طور یقین همین ها بوده ولی در عین حال اهل کرامات بوده اند.

(کتاب در محضر آیت الله بهجت، ص 98)

بی پرده :

بزرگی می فرمود: گاهی انسان در امورات و تصمیمات زندگی اش، تعبّد هم داشته باشد خوب است،

گاهی بد نیست به علما سَلَف اعتماد کرده و به توصیه های آن ها گوش فرا دهیم، و به دنبال

قانع شدن و استدلال یافتن نباشیم. هر چند در وراء این نوع تعبّدها استدلالاتی محکم وجود دارد. 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » مهدی ( پنج شنبه 95/5/14 :: ساعت 7:57 عصر )
»» رسوایی 2، رسوایی هنری ده نمکی

 

بعد از دیدن اخراجی 3 و رسوایی2، دیگر قصد نداشتم به تماشای فیلم جدید مسعود ده نمکی

بنشینم، ولی به پیشنهاد یکی از دوستان وبه امید مواجهه شدن با فیلمی بهتر، نسبت به فیلم

های قبلی او، به سینما رفته و مشغول تماشای رسوایی2 شدم.

رسوایی2 فیلمی انتقادی نسبت به جامعه متمدّن و غرق تکنولوژی امروز است، و تذکری است

برای کسانی که مَباهجِ دنیا آنها را مشغول خود کرده و باعث غرق شدن آنها در مرداب غفلت

گردیده است.

علی رغم موضوع خوبی که کارگردان بر روی آن دست گذاشته است، فیلمی که ساخته شده

اصلا فیلمی قوی و هنری به حساب نمی آید، مسعود ده نمکی باید بیاموزد که چگونه حرف هایش

را هنرمندانه به خورد مخاطب بدهد، وقتی نکاتی را که میخواهد به مخاطب القاء کند به صورت بسیار

صریح در فیلم بیان می کند باعث می شود که فیلم او اثر گذار نباشد و مخاطب در برابر آن موضع بگیرد.

صریح بودن می تواند در بعضی موارد از صفات خوب یک فیلم باشد، اما شدّت صراحت فیلم های

ده نمکی و کثرت دیالوگی که در اکثر فیلم های او مشهود است به اصطلاح محاوره ای "تو ذوق می زند"،

و این بسیار ارزش کار او را تنزّل می دهد.

البته کارگردان در بعضی موارد سعی کرده است که به صورت غیر صریح حرف خود را بیان کند، مثلا در

سکانسی که روحانی فیلم، توسط مسئولین شهر تبعید شده و به سمت پله های هواپیما برای

خروج از شهر می رود، در کنار درب هواپیما روی بدنه هواپیما عدد (598) درج شده که بیان­گر کنایه

و گریزی لطیف می باشد، اما رویکرد غالب او در سرتاسر این فیلم بیان حرف ها به شکل بسیارصریح

می باشد.

طول دادن بی خودی صحنه های زلزله و نمایش رقص و موسیقی تند در قسمت هایی از فیلم،

نشان داد که ده نمکی تا رسیدن به نقطه ایده­ آل فیلم سازی بسیار فاصله دارد. ده نمکی باید توجه

داشته باشد که می شود فیلمی موثّر و عوام پسند ساخت ولی در آن پای "گناه" به میان کشیده

نشود. این قبیل اشکالات در فیلم های قبلی اوهم مشهود بود، و تکرار آن اشکالات در فیلم جدیدش

نشان گر آن است که ایشان نسبت به کارهای قبلی خود نگاهی آسیب شناسانه نداشته است.

به نظر شما با توجه به اشکالات و ضعف های ذکر شده، بی جا نیست رسوایی2 را رسوایی هنری

ده نمکی بدانیم، و از ایشان تقاضا کنیم دیگر فیلم سینمایی نسازند ؟! 

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » مهدی ( دوشنبه 95/4/28 :: ساعت 9:25 عصر )
»» پویایی و کار آمدی فقاهت و اجتهاد علمای شیعه

عبارات پیش رو متن سخنان حضرت آیت الله بهجت ره می باشد، که در کتاب در

محضرآیت الله بهجت ج 1 ص 65 درج شده است، به این سخنان توجه کنید :
این باب بزرگی است که انسان عرفیات شرع، و عناوین ثانویه را ملاحظه کند،

و چنان نشود که از حقگویی او، مردم در باطل قرار گیرند. و جایی که مناسب

نیست، نگوید ولو اصل مطلب حق باشد. به جهت وجود شرائط و مقتضیات وقت

خودداری کند. شاید« أخوک دینک فاحتط لدینک بما شئت» این گونه موارد را هم

شامل شود.
رضا خان پهلوی( در مساله کشف حجاب) از علما خواست که فتوی دهند

«وجه و کفّین» مستثنی است و کشف آن دو مانعی ندارد، و علما حاضر نشدند،

زیرا در زمان کشف حجاب معنای این فتوی کشف همه چیز بود. لذا علما حاضر

شدند کشته شوند واین فتوی را امضاء نکنند. در این گونه ابتلائات بزرگ به خدا پناه می بریم.
بعد التحریر:
این برخورد علما و این گونه تشخیص های ظریف و بجای فقهای شیعه نشان گر چند مطلب است :
1 – این که فقاهت و تصدّی مرجعیت کار دشواری است و تشیخص درست تاثیرِ زمان و موقعیت بر

استنباط یک حکمِ شرعی، نیازمند کیاست و آگاهی فوق العاده شخص فقیه دارد.
2 – فقه و فقاهت شیعه بسیار قوی و کار آمد است و هیچ بن بستی برای آن متصور نیست.

خمودی و بی تحرکی در فقه شیعه راه ندارد، انعطاف و پویایی که در فقه شیعه وجود دارد امری

بی نظیر است واین ویژگی منحصر به فرد فقهِ شیعه، با اندک مقایسه با فِرق و ادیان دیگر نمایان

می شود. جا دارد به خاطر این چنین نعمت بزرگی که خدا به ما عنایت کرده افتخار کنیم و شکر

آن را به جا بیاوریم.
3 – این عرصه نیازمند مردانی مانند میرزای شیرازی، آسید ابوالحسن اصفهانی، حضرت امام و ...

(رحمة الله علیهم) دارد، که با عشق به دل دریای فقه زده و گوهرهای ناب آن را نمایان سازند و

با تمسک به تقوی الهی خود را از انحرافات مصون بدارند. همیشه این نیاز بوده ولی به نظر می رسد

در این عصر نیاز بسیار است.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » مهدی ( دوشنبه 95/4/14 :: ساعت 9:47 عصر )
»» درسی در زمینه سیاست، و یک کرامت از حاج شیخ عبدالکریم ره

(سخنان پیش رو عین جملات حضرت آیت الله بهجت می باشد که در کتاب در محضر آیت الله بهجت

ج 1 صفحه 48 درج شده است، امیدوارم نقل این کرامت بر ایمان ما بیفزاید و نصیحت این عالم بزرگوار

در دیپلماسی و سیاست خارجه ما راهگشا باشد.)

از کرامات مرحوم حاج عبدالکریم حایری، این است که زمانی رودخانه قم در اثر سیل طغیان کرده

و آب تا لبه پل علی خانی رسیده بود، به گونه ای که عده ای از روی پل با آب رودخانه وضو می ساختند.

و لذا برای جلوگیری از نفوذ آب تمام فرش های مسجد امام را جمع نمودند. مرحوم حاج شیخ روی پل رفت

و مقداری تربت در درست گرفت و چیزی بر آن خواند و در آب انداخت، از همان وقت به تدریج آب پایین آمد

و بعد از چند ساعت، چند متر آب پایین رفت.

ما نه ایمان اهل ایمان را داریم و نه یقین اهل یقین را، گویا در مشکلات آمریکا و شوروی ما را نجات

خواهند داد که به آن ها پناه می بریم و اعتماد می کنیم، آن ها سگ و گرگی هستند که از ترس یکدیگر

خواب آسوده ندارند. بزرگان ما مقامات عالیه ی علمی را دارا بودند و در مقام عمل نیز چه عبادت هایی،

چه نماز هایی داشتند.

بعد التحریر :

بسیار جالب است که حضرت آیت الله بهجت از قدرت های دنیا مانند آمریکا، تعبیر به سگ و گرگ میکنند.

کسی که در نهایت ادب و تخلّق به اخلاق حسنه می باشد در مقابل دشمن ادبیاتش تفاوت می کند، آری،

این سیره در زندگی بسیاری از علما ربانی دیده می شود، همان طور که در سخنان حضرت امام ره و

مقام معظم رهبری حفظه الله نظائر بسیاری را می توان یافت. 




نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » مهدی ( چهارشنبه 95/4/9 :: ساعت 11:18 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

تحول خواهی، باید ها و نبایدها
منادی تحول در حوزه
ایستاده در غبار، نقطه شروعی موفق!
نسخه ای مجرّب، برای حلّ گرفتاری های طلاب
رسوایی 2، رسوایی هنری ده نمکی
پویایی و کار آمدی فقاهت و اجتهاد علمای شیعه
درسی در زمینه سیاست، و یک کرامت از حاج شیخ عبدالکریم ره
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 23
>> بازدید دیروز: 63
>> مجموع بازدیدها: 43378
» درباره من

موج

» فهرست موضوعی یادداشت ها
آقا[22] . امام[18] . شعر[8] . فتنه[6] . بسیج جهانی اسلام[6] . حجاب فاطمی[5] . حاج احمد پناهیان[4] . حضرت علامه مصباح یزدی[4] . نقد فیلم[4] . منشور روحانیت[3] . مرحوم آقاسی[3] . گلزار ،شهدا[3] . عطش[3] . انتخابات[3] . آیت الله بهجت و سیاست[3] . أردوهای جهادی و سفرهای تبلیغی[2] . تحول حوزه[2] . تحول[2] . شهدا[2] . حضرت بابا عج[2] . کتاب ،رمان[2] . وهابیت[2] . ورزش . وحدت اسلامی . مولاحسن علیه السلام . موج سرخ . محمدرضاحکیمی . فیلم . علامه میرحامدحسین . شهیده ی حجاب . حضرت زهرا . دوکوهه . درس اخلاق . حمزة سید الشهدا . حاج حسین کاجی . تحصن . أبوالفضل سپهر .
» آرشیو مطالب
تیر 1389
مرداد 1389
مرداد 89
تابستان 89
پاییز 89
زمستان 89
بهار 90
تابستان 90
پاییز 90
زمستان 90
بهار 91
تابستان 91
پاییز 91
بهار 92
بهار 95

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
جوان ایرانی
قطعه 26
مازیاربیژنی
هیأت محبین أهل بیت
محک نقد
یازینب س
حسین شریعتمداری
وحید یامین پور
سردارسعیدقاسمی
وحید جلیلی
انصارالمهدی
مقر707
حافظ هفت

» صفحات اختصاصی

» طراح قالب